خ گ: میلاد گراوند
سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ






میلاد گراوند

خیلی حرف ها تو دلم موند که بهت نگفتم

هنوزم


نوشته شده در یکشنبه 96/4/4ساعت 12:43 صبح توسط | نظر

چه خبر ؟


نوشته شده در شنبه 96/4/3ساعت 6:5 عصر توسط | نظر

خاموش خاموشم


نوشته شده در شنبه 96/4/3ساعت 1:28 صبح توسط | نظر

خدایـــــــــــــــــــــ ــا بیدارم کن !!!

 

می دانم که یادم بـودی و یادم بود که یـادم هستی

 

و یادم رفت که یـادت بمانم

 

خدای نازنینم

 

می دانم بهانه هایم تکراری است

 

می دانم تکراری هایم فقط یک بهانه است

 

می دانم که بار ها آمدم و هزاران بار ها بیـشتر نیــامدم

 

می دانم همه جا هستی و بینائی

 

ولی گاه چشمانم را میبندم تا تو مرا نبینی

 

می دانم که چشم هایت را می بندی

 

تا شرمنده بودنم را به رحمانیت بزرگت بپوشانی

 

وقتی از خودم جدا میشم

 

وقتی جدائی همنشین راهم میشه

 

بیدارم کن از این تاریکی بی انتها

 

بیدارم کن از این خواب غفلت

 

خدایا بیدارم کن

 

با یه نسیم

 

بایه تلنگر

 

بیدارم کن

 


نوشته شده در چهارشنبه 96/3/24ساعت 11:38 صبح توسط | نظر

دعا نکن

دست به دامن خدا نشو واسه برگشتنم

دعا نکن که دعاهات بی اثره


نوشته شده در پنج شنبه 96/2/21ساعت 3:57 عصر توسط | نظر

خدایا، مرا ببخش! به خاطر همه لحظه هایی که به یاد تو نبوده ام!

 

 به خاطر همه سجده هایی که زود سر از مهر برداشتم .

 

به خاطر همه درهایی که کوبیده ام و خانه تو نبوده اند .

 

 به خاطر همه حاجاتی که از غیر تو خواسته ام .

 

 به خاطر همه وعده هایی که تو دادی و من باور نکردم .

 

 به خاطر همه آنچه به خاطر سعادت من از من خواستی و من اعتماد نداشتم .

 

 به خاطر همه آنچه خواستی به من بفهمانی و من نفهمیدم .

 

 به خاطر همه نعمتهایت که شکر نکرده ام .

 

 به خاطر همه مهربانی هایت که با گناه پاسخ داده ام .

 

به خاطر قلب های که می تونستم نشکنم اما راحت شکستم.

 

به خاطر این که همه چی و از تو می گرفتم اما از اون طرف با شیطان بودم.

 

 به خاطر همه چشم پوشی هایت که سوء استفاده کرده و گستاخ تر شده ام .

 

 به خاطر همه آنچه در راه من خرج کرده ای و من هیچ در راه تو خرج نکرده ام .

 

 به خاطر ...

 

 مرا ببخش! نه به خاطر آنکه من لیاقت بخشیده شدن دارم.

 

 به خاطر اینکه تو شایسته بخشیدنی!

 

 نه به خاطر آنکه گناهان من بخشودنی هستند.

 

 به خاطر اینکه تو اهل عفو و مغفرتی و گذشت کار توست

 

 نه به خاطر اینکه من خوب شده ام.

 

 به خاطر اینکه تو خوبی!

 

 نه به خاطر آنکه مرا خوشحال کنی

 

 به خاطر اینکه پیامبرت و اولیاء تو، خوشحال شوند!

 

 مرا ببخش، نه به خاطر من!

 

 به خاطر «آن که » گناهان من اول او را اذیت می کند!

 

 به خاطر «آن که » گناهان من، غربت و آوارگی و غیبت او را تمدید می کند!

 

 به خاطر «آن که » هر هفته پرونده اعمال مرا به دست او می دهند!

 

 به خاطر «آن که » این بار نمی داند با چه رویی پیش تو شفاعت مرا کند!

 

 به خاطر «آن که » قرار است بر زمین آقایی و سروری کند و گناهان من مانع این کار شده اند!

 

 به خاطر «آن که » دوستش داری و او تو را دوست دارد!

 

 به خاطر «آن که » ناراحتی او ناراحتی توست و خوشحالی او خوشحالی تو!

 

خدایا مرا ببخش


نوشته شده در چهارشنبه 96/2/20ساعت 12:25 صبح توسط | نظر

http://s8.picofile.com/file/8294462434/quote_1494045212755.png

اومدی جونمو بگیری

 

خیلی دیر اومدی

 

من خیلی وقته مردم


نوشته شده در سه شنبه 96/2/19ساعت 9:22 عصر توسط | نظر

گاهی نه آشنا درد را می فهمد...

نه حتی صمیمی ترین دوست....

نه حتی اونی که همه وجودته....

گاهی باید تنهایی،درد را فهمید...

تنهایی خلوت کرد... تنهایی آرام شد....

و تنها خدا میداند.... چه میگذرد در دلت


نوشته شده در شنبه 96/2/16ساعت 1:5 عصر توسط | نظر

از این ثانیه ها

 

از این دقیقه ها

 

از این ساعت ها

 

از این روزها

 

از این ماه و سال ها

 

از این حال تکرار

 

از این که عمرم

 

داره مثل برق و باد میگذره

 

و من حالیم نیست چه

 

بلایی به سرم اومده 

 

و من نمی تونم کاری کنم 

 

فقط می بینم که میگذره

 

خدایا تو  که می بینی

 

میدونی نمی تونم کاری کنم 

 

من این حال و نمی خوام

 

خدایا تنها  تو  از حالم خبر داری

 

مجعزه کن این آدم مرده رو زنده کن


نوشته شده در پنج شنبه 96/2/14ساعت 6:27 عصر توسط | نظر

به فریادم برس


نوشته شده در چهارشنبه 96/2/13ساعت 4:37 عصر توسط | نظر

   1   2      >


      قالب ساز آنلاین